()
در سالهاي قبل از انقلاب اقتصاد مونتاژ ايران کلا در دست مافياي هزار فاميل سلطنتي و سران ارتش و با طرح و برنامه بيکانه اداره مي شد.
کارهم زياد مشکل نبود.
اعلاحضرت شاهنشاه اريامهر بزرگ ارتش داران نفت را به امريکا و گاز را به شوروي مي داد و متخصيصين ان کشورها اکثر امريکاييها ايران را مانند يک استان امريکا اداره مي کردند.
بعد از انقلاب ?? که مردم بدنبال شعارهاي استقلال و ازادي و عدالت اجتماعي همان جمهوري اسلامي وارد معرکه شدند و به رهبري امام خميني نظام سلطنتي سرنگون و نظام جديدي سر کارامد که هيچ کس حتي رهبري ان زمان مفهوم و نتيجه اجرايي ان را نظام را به نظر من نمي دانستند فقط شعارهاي ضد استعماري بود که در خيابانهاي شهرهاي ايران گوش فلک را کر کرده بود.
سي سال از ان تاريخ مي گذرد هنوز اوضاع اقتصادي کشور معلوم و مشخص نيست.
در اوايل انقلاب اکثر کارخانه ها و منازل و دارايي عوامل رژيم گذشته که از بيت المال و غارت و چپاول و دزدي و غير شرعي و حرام بدست اورده شده بود را حکومت وقت توسط دادگاه هاي انقلاب ان زمان مصادره کردند و به دولت تعلق گرفت که دولت هم بر خواسته از انتخابات مردمي در اصل متعلق به مردم شد.
حال چند سالي است شعار خصصوي سازي بارديگر گوش فلک را کر کرده است و نجات اقتصاد کشور و رفاه حال عمومي را در خصوصي کردن مي دانند.
سئول اصلي اين است چرا خصوصي سازي؟
اگر مديران ارشد دولتي لياقت اداره کارخانه ها و شرکت هاي دولتي را ندارند و هر کس مدير مي شود اول جيب خود و فاميلهاي خود را پر مي کند و تا انجا که صدايش در نيامده به دزدي ادامه مي دهد.
حقيقت اين است ما در کشورمان در طي سي سال گذشته نتوانسته ايم انگونه که مشارکت اهاد مردمي را در ارکان هاينظام شرکت دهيم .
و انحصار قدرت که دست پروده هاي ( اقازاده ها ) اقاي جاسبي از دانشگاه ازاد اسلامي بيرون مي ايند و در راس امور قرار مي گيرند اکثرا غير حرفه اي بي سواد و بي دانش بودند که اقتصاد کشورما به اين صورت در امده است.
حال که نتوانسته اند و نمي توانند در دنياي پيشرفته امروزي راه حل ارائه دهند براي فرار از مسئوليت بفکر حصوصي سازي افتاده اند.
مردم ما بايد بدانند اين اقايان بخدا سوگند نه به خدا و نه به مردم اعتقادي دارند فقط بدنبال اشفته کردن اوضاع هستند تا انجائيکه مي توانند بدزدند و فرار را بر قرار ترجيح دهند.
براي تاييد اين ادعا گزارش اصل نود اخير مجلس هشتم را مشاهده کنيد اکثر وزراي دولت خاتمي دزدي کردند و اکثريت نمايندگان مجلس ششم هم دزد بودند و هستند.
حال احمدي نژاد وارد معرکه شده اين صادق ترين فردي که شما درنظر بتوانيد بگيريد در تاريخ کشورما بر سر کار امده است.
کارهاي عمراني مي کند مي گويند تورم زاست.
کارهاي عمراني نيمکند وقتي به شهرستانها مي رود مي بيند بچه هاي مردم در چادرها به کلاس مي روند و اب اشاميدني نيست و اوضاع خراب است.
من به اقاي احمدي نژاد و به کساني که به کشور و مبه مردم اعتقاد دارند مي گويم ما مردمي نيستيم که بتوانيم شرکت هاي دولتي را ادراه کنيم .
دولت در چند سال گذشته به هر کس و افارد واگذاري شرکت هيا دولتي را واگذار کرد بعد از چند ماه شرکت را بسته و هم زمين و وسايل و ماشين الات را بفروش رساندند و کارگران را بي کار کردند و از کشور در رفتند.
دزدها فرياد مي زنند احمدي نژاد خصوصي سازي نمي کند مفني اين حرف اين است بما نيم دهند شرکتهاي دولتي را تا بفروشيم و از کشور خارج شويم.
اقاي احمدي نژاد ما مردم خوبي گاها نيستيم.
ما خيلي مانده تا بفهميم وقتي اب کم داريم از ان کم استفاده کنيم.
البته اکثريت مردم عادي که زندگي سطح متوسط و پاييني دارند انسان هاي با شرفي هستند ولي امان از دست کساني که در روي پپيشاني انها جاي مهر هم حک شده و از نماز و روزه دست نمي کشند.
اقاي احمدي نژاد در کشورما خثصوصي سازي به اين زوديها کار نمي کند.
خصوصي سازي به نوعي فراري دادن سرمايه هاي مردم است.
شما متوجه هستيد همين اصلاح طلب ها که گوش فلک را کر کرده بودند که مي خواهند کشور را اصلاح کنند همه ما شاهد بوديم که درمجلس ششم چه کردند و دولت خاتمي چه جنايات اقتصادي طبق گزارش اصل نود مجلس هفتم انجام داده اند اين اقايان دزدهاي اسلامي هستند.
در کشورما يک مسئله مهم است ان شمشير زور و اجراي قانون بايد بالا باشد و هر مدير و رئيس فساد مالي و خيانت کرد به عذاب قانون بر ايد اما مشکل اينجاست قوه قصائيه نه شمشير دارد و نه توان اجراي قانون.
تا در قوه قضائيه تغيرات اساسي و ريشه و مديرتي انجام نشود کارها درست نخواهد شد .
و نبايد از خصوصي سازي حرفي به ميان ايد.