اما چون ملت هاي قيام کرده به وظايف و حقوق خودشان اگاه شده اند فريب استعمار را نمي خورند و به قيام خود با صبوري و تعمل ادامه مي دهند.
استعمار مانند هر نقطه از جهان در برابر اعتراض وقيام ملتها شگرد هاي مخصوص بخود ان منطقه را اتخاذ مي کند.
انچه باعث کسترش اعتراضات و قيام ها برعليه استعمار خارجي و دوستان بومي هر ملتي مي شود استقامت و مقاومت و اتحاد و شناخت موقعيت استعمار است.
استعمار خارجي براي مقابله با قيام هاي متحد مردمي به کمک ايادي بومي خود مي ايند و از انها حمايت مي کنند ولي اگر قيامها متحد و با يک هدف با صبوري همراه باشد به مرور زمان استعمار به حداقل ها قانع مي شود و به مرور زمان ازتفکر جدل به جنگ و خون ريزي به عقل گرايي و عمل و تعامل رو مي اورد.
اين مرحله از عقب نشيني استعمار بايد به ان تحميل شود و گرنه استعمار هر گز با خواهش و تمنا عقب نشيني نمي کند.
تنها ابزار استعمار در عصر کنوني مزدوران بومي هستند که مي توانند در برابر قيام ملتها چندي مقاومت کنند زيرا عصر کنوني اگاهي ملتها بر اساس قوانين حقوق بشري و عدم دخالت نظامي استعمار در همه کشورها مي باشد.
اگر استعمار جهاني موفق شد کشور عراق را به بهانه مبارزه با تروريسم جهاني و با فريب افکار جهاني با ايجاد رب و حشت اشغال کند ولي استعمار نو که پشتوانه ان نظام سلطه ماوراي سرمايه انحصاري يعني اتحاد شرکت هاي بزرگ تجاري و نظامي و صعنتي در اکثر کشورهاي جهان تحت سازمان جهاني شدن متشکل شده اند مي باشد توان اغاز جنگ جديد و ايجاد درگيري را ندارد.
استعمار نو انحصاري بازنده عصر کنوني است.
با رشد و اگاهي افکار جهاني و افشا شدن شگردها و فريبکاري صهونيسم جهاني بر عليه ملتها زمان مناسبي فراهم شده است ملت هاي تحت سلطه و نيمه سلطه با اتحاد با ديگر ملل جهان براي کسب استقلال و رسيدن به حقوق حقه خودشان که سازمان ملل براي هر ملتي فراهم کرده است به مبارزه سنگين و مداوم را به پيش ببرند.
ملت هاي تحت سلطه نيازمند تدوين تئوري ازادي نيستند زيرا تئوري ازادي انسهانهارا استعمار نوين انحصاري در گروگان خود دارد و انها با بکار گيري ان ابزار در صدد هستند بارديگر ملت هارافريب دهند و ملتهاي ازاده را حامي خشونت و تروريسم ( که خود استعمار نوين انحصاري تحت لواي صهيونيسم جهاني مبتکر ان است ) در نظر افکار جهاني جلوه دهند و خودشان را حامي قوانين حقوق بشري جا بزنند .
ملت هاي تحت سلطه و نيمه سلطه بايد حقوق حقه خودشان را که ازادي و استقلال و عدالت اجتماعي است را از گروگان استعمار نو انحصاري ازاد کنند و براي بدست اوردن انها تلاش کنند.
ملل تحت استعمار نو بايد با درايت و منطق و اتحاد با همديگر ابزارهاي انساني را که استعمار نو ازانها براي سرکوب ملل ازادي خواه استفاده مي کند را باز پس گرفته و انها را تصاحب کنند و براي رسيدن به انها مبارزه کنند.
مردمان جهان بايد درک کنند و اگاه شوند استعمار نو انحصاري در حال فروپاشي ايست و او هر گز قادرنيست حقوق و حق مردمان جهان را زير پا بگذارد.
نمونه اين مقاومت را امروز مردم جهان در لبنان شاهد هستند که شايد فردا درعراق و فلسطين و پس فردا در افغانستان و روزهاي اينده در ديگر ملل جهان شاهد باشيم.
استعمار نو انحصاري متشکل شده تحت سازمان تجارت جهاني مانند مار پير زخمي مي ماند که بدنبال پيدا کردن سوراخي است که با پيچيدن به دور خود به داخل سوراخي رفته و از خطر نا بودي نجات بيابد ولي غافل ازانکه هيچ سوراخي به اندازه جسد نيمه جان ان در جهان پيدا نمي شود.
ملل تحت سلطه و نيمه سلطه براي رهايي از چنگال استعمار نو انحصاري متحد شويد.
خورشيد ازادي در اسمان ابي با الهام از قدرت ايمان بر سر ملتها تابنده باد.