اين نوشته را براي جوانان مي نويسم:
عزيزان من در زمان وقوع انقلاب 57 من حدودا چهارده ساله بودم که ذوق به ازادي و عشق به استقلال را از ديگران مي شنيدم و بر اساس گفته و حرف هاي ديگران من هم حرف مي زدم. ()
ان زمانها دو سازمان سياسي نظامي عمده در کشورما بودند که با نظام سلطنتي مبارزه مسلحانه مي کردند اين دوسازمان عمده يکي مجاهدين خلق بود و ديگري که مارکسيست بود چريکهاي فدايي خلق بود که بعدها به دوسازمان تقسيم شد.
زير بناي مشي مسلحانه اين دوسازمان از چگووارا بود که در کنار فيدل کاسترو با بکار گيري مشي مسلحانه نظام صد درصد وابسه به غرب و امريکا را از کويا بيرون کردند و نظام کمونيستي را بنا نهادند.
در ان زمان شخصي بنام باتيستا قدرت را در کويا در اختيار داست و نظام باتيستايي کشور کويا را به فاحشه خانه و قمارخانه بزرگي تبديل کرده بود که سرمايه داران و پولدران غربي و امريکايي به ان کشور امده و به خوش گذراني و قمار بازي به پردازند درا ن چنين شرايطي بود که مردم کويا چنان فقير بودند که حتي نان شبانه را بدون تن فروشي قادر به تهيه نبودند و بي سوادي و اختلاف طبقاتي به اوج خود رسيده بود و دوستان باتيستا زمين هاي حاصل خيز کويا که اکثرا مزاراعه توليد ني شکر است را با همکاري و سرمايه شرکت هاي امريکايي از دست کشاورزدان کوبايي گرفته بودند.
چنين شرايط سختي بود که فيدل کاسترو با همکاري ديگران و چه گووارا توانستند با سازمان دهي کشاورزان با ايجاد جنگ مسلجانه به رژيم باتيستا پيروز شوند حال نظام کمونيستي چه برايندي به مردم کويا داست بماند.
مجاهدين خلق در ايران و چريک هاي فدايي خلق نيز با استفاده از روش کويايي در زمان شاه شروع به مبارزه مسلحانه کردند که در همن اغاز فعاليت اکثر کادرهاي بالا بازداشت و روانه زندان و بعضي هم اعدام شدند که چند ده نفري از هر دو سازمان بعد از پيرزوي انقلاب 57 از زندان ازاد و شروع بهع فعاليت کردند.
خواهش ميکنم جوانان به اين نوشته توجه خاص کنند.
بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران و عدم موفقيت هر دور سازمان براي دست يابي به قدرت انها خط مشي خودشان را تغير دادند.
لارم مي دانم توضيحي بدهم که به گفته هايي رهبران انقلاب اسلامي در ان تاريخ بعد از پيرزوي انقلاب 57 اين دو سازمان را به بهانه هايي در صدد سرکوب بودند که اگر اين تحليل هم درست باشد خط مشي ادامه جنگ مسلحانه بر عليه نظام جديد و اقدام به ترورهاي کور و بمب گذاري در ميان مردم در نماز چمعه ها نوعي ديوانه گي بود که مجاهدين به اين کارهاي غير انساني اقدام کردند.
مجاهدين حتي به اعضاي صادق خود دورغ گفتند و انهارا با کشيدن به عراق که با کشورما در حال جنگ بود در کنار نيروهاي دشمن قرار گرفتند و علنا به ارتش صدام حسين جاسوسي مي کردند.
مجاهدين توان تحليل اوضاع بعد از نقلاب ?? و قبل را نداشتند انها هر چه بودند در ميان اکثريت مردم از اعتبار بي بهره و در ميان اکثريت مردم ناشناخته بودند.
اقدام جنگ مسلحانه عليه دولت جديد و بمب گذاري ها و جنگ امريکا و صهونيسم جهاني عليه کشورمان که از استين صدام حسين بيرون امده بود ضربات غير جبران نا پذيري به کشورما از نظر مالي و شخصيت هاي سياسي و اعتقادي وارد کرد.
وقتي مجاهدين با تغير خط مشي شروع به تروها کردند هنوز هم براي من مشخص نشده است چه کساني مغزهاي متفکر و و ياران نزديک امام راهل را در داخل کشور داشتند ترور مي کردند ايا اين ترورها که سازمان مجاهدين بنام خود ثبت مي کرد درست بود که عوامل بيکانه و غربي ها شايد اقدام به اين تروها مي کردند بخاطر اينکه در حال حاظر که امريکا عراق را اشغال کرده است بعد از مدتي از ورود امريکاييها و انگليسي ها به عراق انها شروع کردند بعه ترور مغزهاي عراقي از متخصيصين گرفته تا استادان دانشگاه ها و بقيه داستان غمناک که همه شماها مي دانيد.
در سالهاي 59 تا به اين طرف معلوم نبست ايا گروه فرقان را وافعا چه کسي و کدام کشور اموزش و انها را به ترور شخصيتهاي متفکر ايراني سازمان دهي کرد بخاطر اينکه هم اکنون انگونه که شماها مي دانيد در بلوچستان انگليسي ها و امريکايي ها شخصي بنام ريگي را اموزش مسلحانه دادند و گروهي بنام جندالله ساختند که گويا ان طرف سکه القائده مي باشد و عمليات و اقدامات اين گروه تروريستي نيز براي شماها عيان شده است.
هر گز نبايد از فتنه انگليسيها غافل شد در هر کشوري عمليات ترو و کودتا يا جنگ ناحق بر عليه دولت مردمي و استقلال انديش بوجود ايد رد پاي انگليس و امريکا و اسرائيل( محور ترور و وشحت و جنايت و خيانت به بشريت ) را بايد جست. اين مطلب را هر گز فراموش نکنيد.
بعضيها معتقدند در داخل نظام طيفي وجود دارد که بعد از پيروزي انقلاب ?? براي سرکوب ملي مذهبي ها و گروه هاي دگر انديش طرحي را از انگليس گرفتند و کشتار و اعدام ها طبق طرح انگيسي صورت گرفت اين هم نوعي تحليل است که تاريخ همه اين مسايل را روش خواهد کرد.
بخاطر عملکرد دولت انگليس و امريکا در طراحي و سازمان دهي ترور و ايجاد وحشت ( عيان و ثابت شده در جهان )در بين ملتها بايد به ترور شخصيت هايي مانند دکتر مطهري و ديگران مشکوک باشيم و در اين مورد بايد تحقيقاتي انجام شود که ايا واقعا گروه فرقان بود يا مجاهدين ؟ اقدام به اين ترورها کردند مانند انفجار مرگز حزب جمهوري ا سلامي که دکتر بهشتي و ياران وي ترور شدند و همچنين ترور رجايي و باهنر و ديگران شخصيت هاي مهم کشوري که بدست واقعا چه کساني از بين رفتند.
اقدام سازمان مجاهدين در ايران بعد از سال 59 در تاريخ کشورما بي سابقه بود و است اين سازمان از نام خلق و دفاع از مردم حرف مي زند و با اعمال ترور و وحشت توانست عده زيادي از مردم بي گناه را به شهادت برساند.
سئوال اساسي که هواداران و دوستان اين سازمان بايد از خود بکنند اين است چه کسي و کدام مردم به اين سازمان مجوز داده است تا با دولت ايران و مردم شريف ايران ( جنگ هشت ساله )به جنگ مسلحانه بپردازد؟
هم اکنون که عده اي هواداران مجاهدين در عراق گرفتار اين سازمان مافيايي شده اند دولت عراق قصد دارد انها را از ان کشور بيرون کند زيرا جنايات سازمان مجاهدين هم در ايران و هم درعراق انقدر زياد است که قابل شمارش نيست.
انچه شماها مي دانيد هم اکنون اين سازمان به يک گروه فرقه اي تبديل شده است که در عراق و ديگر کشورها به بلند گوي سازمان سيا و دوست امريکا تبديل شده اند.
مردم ايران را فراموش کرده اند و با دولت امريکا و اسرائيل دارند کار مي کنند هر کس از اعضا حتي با سابقه انها از اين جهنمي که رهبران مجاهدين براي انها درست کرده اند از سازمان جدا هم مي شوند ان عده را به جمهوري اسلامي ربط مي دهند و انهارا شديد مورد اهانت و تحديدو تحقير قرار مي دهند.
حقيقت اين است سازمان مجاهين سال 57 تا قبل از اغاز عمليات ترويستي در ايران بکلي تغير يافته است و هواداان ان سازمان به نوعي گروگان رهبران در کشورها و عراق گرفتار امده اند.
به همه عزيزاني که اگر اشنايي داشته باشند کساني که با اين که با گروهگ ترويستي و فرقه اي که همه قوانين حقوق بشر و انساني را زير پا گذاشته اند اطلاع دهيد مواظب باشيد گرفتار اين گونه سازمان ها نشويد.
براي هر نوجوان مهمترين کار تحصيلات است و درک مسايل و مطالعات درهم هرعرصه اي هاي زندگي.
اگر هوادران مجاهدين امروز در دست اين سازمان مافيايي و فرقه اي گرفتار نبودند مي توانستند به اغوش خانواده خود بر گردند انگونه که عده زيادي جرعت پيدا مي کنند به کشورشان بر مي گردند يا به کشورهاي ديگر مهاجرت مي کنند.
هئف اين نوشت هاين مواظب باشيد به دام نيافتيد و فريب ادمک هاي مانند زهبران منافقين را نخوريد.
لازم مي بينم اين مطلب راهم بنويسم که گيرم که اعدام هاي اعضا و هوادارن گروهايي که به جنگ مسلحانه به جمهوري اسلامي بر خواسته بودند قابل انتقاد است ولي کشار مردم بي گناه جنايتي است نا بخشودني که مجاهدين در ايارن در سالهاي 59 به بعد به اجرا گذاشتند و خيانتي بزرگي را هم به ملت شريف ايران و ه مبه هواداران جوان و صادق خود مرتکب شدند.
تاريخ کشورما هر گز مجاهدين را بخاطر اعمالي کره انجچام داده اند و خيانتي که در حال حاظر انجام مي دهند نخواهد بخشيد.